سفربه همدان، کردستان و مریوان
سلام خوشگل مامان ببخشید که دیر آپ کردم درگیر امتحانات بودم بعد هم در گیر مقدمات ماه مبارک رمضان بودم.
شازده پسر مامان توی اردیبهشت ماه 1394 همراه دو تا از همکارای بابا رضا ( عمو ابرار و عمو کرم) رفتم همدان، کردستان و مریوان عمو ابرار هم یه آقا پسر داشتن به اسم امیر محمد که از شما یکسال بزرگتر بود و باهم حسابی بازی می کردین . ولی راه خیلی طولانی بود و شما حسابی خسته شده بودی ولی با همه ی اینها خیلی خوش گذشت.
اول رفتیم همدان و ناهار رو اونجا خوردیم شما هم با امیر محمد توی پارک بازی کردین و ما هم حسابی از لالجین خرید کردیم. بعد راه افتادیم به سمت سنندج - کردستان شب رسیدم و از فردا آن روز رفتیم مریوان و زریبار و قرآن نوگل، آبیدر، موزه تاریخی سنندج، دشت شقایق ها.
سفر به روایت تصویر
موقع رفتن منتظر عمو کرم جلوی خونشون

دشت شقایق ها

خوشگل مامان یه جا درست واینمستادی که عکس بگیرم

اینم عمو کرم، عمو ابرار، بابا رضا در دشت شقایق ها ( سه تفنگدار)


زریبار
اینجا هم محمد طه داره با خوکچه هندی بازی می کنه

گل پسر و گل بابا

موقع برگشت از زریبار دیگه محمد طه خوابش گرفته

محمد طه، بابارضا، امیر محمد

موزه تاریخی

قرآن نوگل
شیعیان معتقدند به خط حضرت علی نوشته شده است اما اهل سنت بر این باور نیستند


موقع برگشت به تهران در یکی از روستاهای سنندج محمد طه و امیر محمد خسته و گشنه

اینم که دیگه همه می دونن پسر من عشق آب بازیه .. پس هر جا آب هست محمد طه هم هست



سفربه همدان، کردستان و مریوان
